هرگز از
کسی که همیشه با من موافق بود ، چیزی یاد نگرفتم . . .
( دکتر علی شریعتی
)
| گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس | زین چمن سایه آن سرو روان مارا بس | |
| من و همصحبتی اهل ریا دورم باد | از گرانان جهان رطل گران ما را بس | |
| قصرفردوس به پاداش عمل میبخشند | ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس | |
| بنشین بر لب جوی وگذر عمر ببین | کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس | |
| یارباماست چه حاجت که زیادت طلبیم |
| دولت صحبت آن مونس جان ما را بس |
· اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
· اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
· با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
· به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
· بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع آنها هیچ اقدامی نمی کنیم.
· در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
· کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
· غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
· بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که آینده را فراموش می کنیم.
· از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.
· عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه آنها می اندازیم، ولی برای جبران آن قدمی بر نمی داریم.
· دائما دیگران را نصیحت می کنیم، ولی خودمان هرگز به آنها عمل نمی کنیم.
· همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.
· هنگامی که به هدف مان نمی رسیم، آن را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم، ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل آن نمی پردازیم.
· مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.
· غربی ها و بعضا دشمنان ما، ما را بهتر از خودمان می شناسند.
· در ایران کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.
· همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
· به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.
· چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
· به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
· وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
· در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند، به جای اینکه به آنها احترام بگذارند.
· اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.
· اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
· تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.
· غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.
· اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی، کابل کشی و غیره صدها جای آن را خراب می کنیم. در شهرسازی هم از چنین مهارتی برخورداریم.
· وعده دادن و عمل نکردن به آن یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
· قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از آن حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
· شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم.
برداشت از وبلاگ طب اورژانس کرمان
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
زردرویی کشد از حاصل خود، گاه درو
در ادامه برخی از شیوههای موثر مطالعه و یادگیری را مرور میکنیم:
1- تغییر متناوب مکان مطالعه و درس خواندن:
اگرچه بسیاری از دانشجویان به مطالعه در کتابخانه شدیدا معتقد هستند، اما دانشمندان علم ادراک بر این باورند تغییر متناوب محیط مطالعه برای یادگیری بسیار موثر است. چرا که حافظه انسان بر اساس موقعیت و مکان شکل میگیرد در نتیجه تغییر محیط مطالعه، میزان به خاطر سپردن چیزهایی که یاد گرفتهاید را افزایش خواهد داد.
2- مطالعه و انجام تکالیف گروهی:
هیچ وقت قدرت همکلاسان و هم گروه های خود را دستکم نگیرید. به ویژه وقتی که بر روی یک مسئله دشوار کار میکنید. تقسیم مسوولیت یکی از راههای موثر جهت فائق آمدن بر مشکلات و کاهش حجم کاری و درسی میباشد و به شما اطمینان میدهد که درس را بهتر بفهمید. این فعالیت گروهی ممکن است حتی منجر به پیدا کردن یک دوست جدید شود.
3- استفاده از کارتهای فلش:
بعضی وقتها بهترین شیوه، همان شیوهای است که همیشه از آن استفاده میشود. درست است که کارتهای فلش قدیمی هستند اما هنوز وسایل خوب و قابل اتکایی هستند. نوشتن نکتهها، تعاریف و توضیحات بیش از یک بار، به نقش بستن اطلاعات در حافظه کمک میکنند. ضمن اینکه این کارتها یک وسیله بسیار عالی جهت یادآوری و تداعی تعریفها میباشند.
4- امتحان دادن:
هر چقدر هم که از امتحان تنفر داشته باشید اما مطالعات نشان میدهد یک ارزشیابی جدی مانند امتحان نه تنها مؤید میزان دانش دانشجویان است بلکه میتواند کیفیت و ارزش علمی دانشجویان را نیز افزایش دهد. آزمونهای متناوب به یادگیری دوباره و به خاطر آوردن اطلاعات ما کمک میکند، ضمن اینکه در هنگام آماده شدن برای امتحانات نهایی تازه به ارزش و عملکرد امتحانات طول ترم پی میبریم.
5- خوابیدن
یک ذهن خسته، ذهنی کند است. پس به اندازه کافی بخوابید و شاهد افزایش معدل درسی خود باشید.
6- خود را در هیچ گروه یا دستهای قرار ندهید
دانشجویان اغلب خود را در یک دسته خاص طبقهبندی میکنند. به عنوان مثال خود را دانشجوی دارای هوش دیداری یا دارای هوش شنیداری قلمداد میکنند یا اینکه برخی معتقدند طرف چپ مغزشان فعالتر است یا برخی بر این باورند که طرف راست مغزشان فعالتر است. تحقیقات نشان میدهد که این طبقهبندیها به میزان زیادی همراه با خطاست. بهترین شیوه این است که به جای نگرانی درباره اینکه در کجای فرآیند یادگیری قرار دارید، مناسب ترین شیوه یادگیری را مطابق با تواناییهای خود پیدا کنید.
7- حضور در کلاس
شاید این مسئله بدیهی و واضح باشد. اما سخنرانیهای طولانی استادان و زمان شروع کلاسها در ساعات اولیه صبح، اغلب باعث شده شرکت در کلاس تا حدودی سلیقهای و دلبخواهی شود. بهترین شیوه برای آمادگی در امتحانات، حضور در کلاس درس میباشد. در این صورت میتوانید با سلسله مراتب درسی آشنا شده و از مطالبی که از آنها امتحان گرفته میشود، مطلع شوید.
8- خود را غرق جزوهها و منابع درسی متعدد نکنید
با توجه به این ضربالمثل قدیمی که کیفیت بهتر از کمیت است، یافتههای دانشمندان نشان میدهد غرق شدن در خیل عظیم جزوهها و کتابهای درسی متعدد شیوه موثری برای یادگیری نیست. بلکه بهترین شیوه تمرکز بر روی یک موضوع و وقت گذاشتن بر روی آن تا زمان تسلط کامل بر روی مطالب موجود در آن کتاب میباشد. همیشه سعی کنید کمتر بین موضوعات مختلف گشته ومنبع خود را تغییر دهید. به عبارت ساده تر از این شاخ به آن شاخ نپرید در این صورت کمتر خسته شده و بیشتر یاد میگیرید.
9- منظم باشید
تنها چیزی که از داشتن یک ضربالاجل زمانی بدتر است، از دست دادن این ضربالاجل میباشد. پس سعی کنید همیشه منظم باشید و از تعلل و به تعویق انداختن وظایف خود اجتناب کنید.
ـتب
ـکانفیوژن
ـتشنج راجعه
ـکوری دوطرفه

نمیدونم چرا همیشه تو روتیشن هام از مرگ مریضها اینقدر ناراحت میشم...
از اون مریض واریس مری تو روتیشن داخلی که یک هفته هرروز ویزیتش میکردیم تا اینکه استاد محترم گوارش سوند بلک مورو تو دهان مریض باد کردو مریض جلوی چشام خفه شد...
تا از این مریضمون تو اطفال که تا دوروزقبل ویزیتش میکردیم.باباش میگفت سر شب اومد پیشم گفت:بابا گلوم درد میکنه یه بوسم میکنی خوب شم؟
بهتر نشد بردمش بیمارستان نیشابور...
تو بیمارستان حالش بدتر شده بود.احتمالا اپیگلوتیت بوده که به عنوان کروپ تحت درمان قرار میگیره.ارست تنفسی میکنه.نمیتونن انتوبش کنن.مرگ مغزی میشه. اعزام میشه مشهد.یه دختر سه ساله بود .انتوبه بود(بالاخره!!!!!).زیر ونتیلاتور گذاشته شد.با خودم میگفتم تو تا مدتها همینجا میمونه .چون نورولوژیست هم مرگ مغزیشو تایید کرده بود.باباش همش گریه میکرد.....
پریروز صبح اومدم بیمارستان دیدم نیست....
گفتن باباش دیروز اعضا بدنشو اهدا کرده...
http://webda.mums.ac.ir/webda/index.php/organ-transplantation/3870-1391-10-25-09-51-59
مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او میخواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه میکرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه میکنی؟
دختر گفت: میخواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ میخرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج میشدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: میخواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست!
مرد دیگرنمیتوانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد!
شکسپیر میگوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم میآوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن!
![]()
تلاش در شكست ، صبر در نااميدي ، رفتن بي همراه ، جهاد بي سلاح ، كار بي پاداش ، فداكاري در سكوت ، دين بي دنيا ، مذهب بي عوام ، عظمت بي نام ، خدمت بي نان ، ايمان بي ريا ، خوبي بي نمود ، گستاخي بي خامي ، مناعت بي غرور ، عشق بي هوس ، تنهايي در انبوه جمعيت و دوست داشتن بدون آنكه دوست بداند را روزي كن .
(دکتر شریعتی)
با برنامه ریزی مناسب، درس خواندن را به عادت تبدیل کنید.
اگر برنامه ریزی زمانبندی شدهای برای خود نداشته باشید، هر چقدر هم که درس بخوانید و نمره خوب بگیرید، هیچگاه متوجه جایگاه خود نمی شوید. متوجه نمیشوید در چه اوقاتی، چه درسی را بهتر میفهمید و یاد میگیرید. متوجه نمیشوید چه زمانهایی را بیخود از دست دادهاید و اصلاً تشخیص نمیدهید که چه درسی را به چه روشی بخوانید. پس یک برنامهریزی زمانبندی شده هر چقدر هم ساده،خیلی چیزها مشخص میکند. (برای این کار میتوانید از جدول برنامه ریزی اسکینر استفاده کنید.)
لطفا برای مطالعه مقاله ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
رشته طب اورژانس جزو رشته های جدید تخصصی آموزش پزشکی در کشورماست و مثل هر پدیده جدیدی با نگرشهای متفاوتی روبروست. واقعا فرق یک رزیدنت یا متخصص طب اورژانس با سایر پزشکان چیست؟ و چه مشخصاتی باید داشته باشد؟ یک متخصص طب اورژانس در آمریکا 10 مشخصه یک متخصص طب اورژانس را لیست کرده که فکر می کنم لیست خوبی برای ایجاد شناخت از این رشته در میان همکاران و سایر علاقمندان باشد، مطلبی که می خوانید برداشتی آزاد از نوشته این متخصص طب اورژانس اشت:
1- شما باید عاشق این کار باشید:
این مساله در مورد تمام رشته های پزشکی صادق است اما در مورد اورژانس بیشتر. تنها چیزی که باعث میشود شما بتوانید کشکیها سخت و نفس گیر اورژانس را طاقت بیاورید، علاقه به این کار است، احساس رضایت از اینکه جان چند نفر را نجات داده اید، ماجراهای عجیبی را که بقیه نمی توانند ببینند، تجربه کرده اید و احساس مفید بودن تنها چیزی است که در پایان یک شفت کاری خسته کننده می تواند شما را مشتاق شیفت بعدی نگه دارد.
2- انتظار شرایط دشوار و اجل معلق ها را داشته باشید:
در گوشه ای از اورژانس نسبتا آرام نشسته اید و برای کمی خستگی در کردن دارید چای می خورید. خبر می رسد در یک تصادف هولناک دهها نفر مجروح شده اند. همه آنها قرار است ناگهان به سراغ شما بیایند، این همان اجل معلقی است که چند دقیقه پیش در موردش فکر می کردید! یا در حال دست و پنجه نرم کردن با یک مورد مسمومیت هستید که یک بیمار حمله قلبی را نزد شما می آورند، تا بیایید به خود بجنبید چند موتور سوار و مجروحان یک نزاع دسته جمعی هم دارند از سر و کولتان بالا می روند، همه آنها در شرایط وخیم هستند، همه فقط خود را بیمار می دانند (البته اگر بهوش باشند) و هیچکدام هم سابقه و شرح حال خوبی ارائه نمی دهند، این هم یک جور دیگر از این اجل معلقهاست.
3- عاشق کار تیمی و سر و کله زدن با مردم باشید:
کار اورژانس یک کار تیمی است. شما با اینترنها، پرستارها و رزیدنتهای رشته های دیگر همکاری می کنید و باید بتوانید تمام این روابط را بخوبی مدیریت کنید. از طرفی هر لحظه بیمارانی را می بینید که تاکنون ندیده اید و باید در عرض چند دقیقه اعتماد آنها را جلب کنید، با آنها صحبت کنید و دردشان را بفهمید. همه اینها فقط یک روحیه اجتماعی خوب می خواهد.
4- شما نباید به این سادگیها ناراحت شوید:
مشاورها دوست ندارند برای مشاوره به بخش اورژانس بیایند، درست است که اسمشان “آنکال” است اما اصلا دوست ندارند کسی نصفه شب به آنها زنگ بزند. در بعضی ساعات همه خسته هستند. بیمارانی که برای اولین بار قدم به اورژانس گذاشته اند فکر می کنند که فقط آنها هستند که به این افتخار عظیم نائل شده اند و باید بخوبی از آنها پذیرایی شود. همه این افراد ممکن است داد بزنند، اظهار ناراحتی کنند و یا حداقل غرغر مختصری حواله شما کنند. قرار نیست شما به این سادگیها از کوره در بروید و گرنه هر شیفت می تواند یک کابوس باشد.
5- لازم است که تر و فرز باشید:
کمی کندی ممکن است منجر به تلنبار شدن مریضها در اورژانس و از دست رفتن رشته امور شود، اگر شما دوست دارید همه کارها را به آرامی و بدون استرس انجام دهید، اورژانس اصلا انتخاب خوبی برای شما نیست. اورژانس برای کسانی خوب است که هم چشمهایشان تیز باشد و هم قدمهایشان.
6- دستهای ماهر، جزئی اساسی در کار اورژانس:
می توانید لیستی از مهارتهای دستی در کار اورژانس تهیه کنید؟ چند مورد هستند؟ یکی؟ دو تا؟ ده تا؟ بیشتر… خیلی بیشتر…یک متخصص طب اورژانس باید بتواند هر لحظه دستان ماهر خود را بکار بگیرد. از ساده ترین کارهای پرستاری تا پیچیده ترین پروسه ها را بتواند انجام دهد. بعبارتی از هر انگشتش یک هنر ببارد.
7- باید محدودیتهایتان را بپذیرید:
تخصص شما اورژانس است، مطمئنا شما در مورد رشته های دیگر مثل قلب، جراحی، مغز و اعصاب و دیگر زمینه ها اطلاعات خوبی دارید. اما قرار نیست هر چه متخصصین دیگر بلد هستند را شما هم بلد باشید. بعضی وقتها تنها کار این است که بیمار را آرام نگه دارید تا متخصص مربوطه برسد.
8- حواستان را جمع کنید:
بیمار با یک دانه قرص مولتی ویتامین خود کشی کرده! آن یکی بیمار که واقعا دوست دارد بمیرد دهها نورتریپتیلین را خورده است و می گوید تنها استامینوفن خورده است! در همین میانه بیمار دیگری از راه می رسد که خیلی شبیه رنال کولیک (سنگ کلیه ای ها)ست و می گوید همیشه با تتپین..پتتین…پی تی پین؟ چی؟پتدین؟ خوب میشود! دکتر هاوس (شخصیت اصلی سریال دکتر هاوس) می گوید بیماران همیشه دروغ می گویند. شاید شم کارآگاهی اینجا خیلی به درد بخورد، وقتی باید بیمار بدحال را از بیمار خوشحال! تشخیص داد.
9- از اوضاع شلوغ و پلوغ خوشتان بیاید!
بعضی ها از اینکه در کنار ساحل دریا لم بدهند و یک لیوان آبمیوه هم دست بگیرند خوششان می آید. متخصصین طب اورژانس سر و صدا و شلوغی را دوست دارند. مریضها از سرو کول هم بالا می روند. توی اورژانس جای سوزن انداختن نیست، نرس و اینترن و همراه بیمار و خلاصه هرکسی چیز می خواهد و چیزی می گوید، اما شما توی این شلوغی می چرخید و کار همه را راه می اندازید. جاهای شلوغ را سریعا جمع می کنید و خلاصه اوضاع را برقرار نگه داشته اید، این لذتی است که در کار اورژانس نهفته است…اینجا خط مقدم جبهه سیستم بهداشتی نه چندان منظم ماست.
10- به خودتان افتخار کنید:
شما از بیمار نمی پرسید که وقت قبلی گرفته یا نه؟ شما هرکس را که از در می آید تو و نیاز به کمک اورژانس دارد ویزیت می کنید (چه بیمه داشته باشد و چه نداشته باشد) شما بیمار ایست قلبی، مسمومیت حاد، تصادفی، دست و پا شکسته و همه آنهایی را که در حال گرفتن وقت قبلی از عزراییل هستند را بدون وقت قبلی می بینید تا قرارشان با ملک الموت را ملغی کنید. سرتان را بالا بگیرید، شما باید به خودتان افتخار کنید.
برداشت از:http://www.sharehmr1.blogfa.com/ 
خدایا بگذار دریا باشم،ساکن و ساکت ، که طوفان های سخت هم من را به هیجان نیاورد، قلبم را مثل آسمان صاف و پاک کن که لکه کدورتی از اعمال خلاف دیگران بر ساحتش ننشیند
دکتر مصطفی چمران
Dr. McNamara: Emergency physicians get input from many different sources — emergency medical services (EMS), nursing, patients, and families. It's been my experience that physicians really need to pay attention to the nursing staff if they tell you they think the patient is sick. That should be a red flag. Nurses have the same gestalt, a lot of them have a lot of experience, and if they come to you and they want you to take a look at a patient because they are worried about them, you can't ignore that.
On the other hand, if they think the patient is faking or malingering, that should raise an alarm in your mind because often the patients that we have that kind of reaction to actually have something wrong with them. If the nurses think the patient is faking, try to block that out and objectively evaluate the patient.
Medscape: How do you deal with patients' attitudes and anger?
Dr. McNamara: If they're angry, they're usually upset because they had to wait so long. One of the first things you should say to them is that you're sorry they had to wait so long. It kind of defuses their main source of anger, and it can set a good tone for your interaction with the patient.
When we ourselves feel angry at patients, when we're getting a negative reaction, there's a potential for making mistakes. It can cloud your judgment, and you've really got to try to step back and remove yourself from that angry feeling. If you can't and there's another doctor around, sometimes you're better off passing the case on to somebody else who can start off on a better foot with the patient.
Medscape: What are some approaches for establishing a good rapport with the patient?
Dr. McNamara: Make sure that you recognize family members in the room, sit down when possible and try to be at eye level with the patient, don't be the doctor standing at the bedside. If it's a confusing presentation, ask them what they think may be wrong with them, what is their major concern that brought them to the emergency department (ED). If you've got a patient who can't respond to you, you've got to try to tap other resources — find out what EMS knows, find out what the family knows, carefully read what the nursing assessment was, what the triage note is.
If you get a different set of facts, then reconcile that. Document the fact that "although the nurse's note said this, that's not what the patient told me."
Medscape: In your presentation at the AAEM, you noted the importance of tachycardia. Could you discuss how that fits into your assessment of the patient?
Dr. McNamara: It's well known for pulmonary embolism, but a lot of these soft tissue infections can be a little hard to diagnose — necrotizing fasciitis, methicillin-resistant Staphylococcus aureus (MRSA) infections. Oftentimes, patients come in looking relatively benign, and the only clinical clue is tachycardia. Why are they tachycardic? It's not something the patient can fake, and if they remain persistently tachycardic, you've just got to think that maybe you're in the early stages of a serious illness. I've seen a couple of cases of MRSA infections, serious soft tissue infections, in which that was the only initial clinical clue. It can be an early indicator of sepsis. It's amazing the cases you see in which the people have a serious soft tissue infection, and the exam and the history [suggest] a pulled muscle, except the heart rate happens to be up. Why would it be up with a pulled muscle? It's just a scary disease.
Medscape: Do you have any strategies that emergency physicians can use to improve interactions with other specialties in the hospital, especially as they relate to consultation and admission to their services?
Dr. McNamara: You can admit 15% to 25% of your patients to the hospital, or you need other specialists to help you out with the care of the patient. It can be a difficult interaction for the emergency physician because we're doing it 24/7, [including] holidays. It's not like we're calling everybody [during regular business hours] to ask for their help. If you look at the sources of stress for emergency physicians, specialty interaction is one of the things that they report.
The bottom line is that, as a physician, your best friends are other physicians. The better you can work with your colleagues, the more successful your career is going to be. You want to try to work things out ahead of time with the various specialties. It's usually better to figure out who's going to go to medicine, who is going to go to orthopedics during the day, [rather] than at 2 o'clock in the morning. Have your chief or chair, or if you're one of them, sit down with the other departments and work it out ahead of time.
It's very important, as an emergency physician, not to isolate yourself in the ED, to become part of the fabric of the medical staff, to attend medical staff functions, to serve on committees, to go to multidisciplinary conferences. When you do that and you interact with your peers on the medical staff face to face, then when you call them on the phone, it's a whole different ball game. It changes the whole relationship. I think that's one of the problems in emergency medicine. Some people think this is a shift-work job, punch a clock, get in there, do a shift, and get out. I really think it's important to be involved in the greater medical community in terms of the medical staff in a hospital. It'll make your professional life better.
When you do run into a conflict, try to settle it over the phone. Don't send emails. If you think you want to write something up, an incident that's potentially inflammatory, always sit on it for 24 hours. Never send it in the heat of the moment. When you commit something to writing, you might regret it later.
Medscape: What you've described serves to make life in the emergency department smoother. Is there anything you can do to make life with the other services easier?
Dr. McNamara: A good emergency physician is the best friend of a specialist. You're not calling in the orthopedic guy to reduce the shoulders. You're doing it, and you're sending them in for follow up. When one of their patients comes to the hospital in the off hours and they know you, they trust you, and you tell them, "I'm going to admit your patient, and I think it's OK for you to see them tomorrow morning," that kind of relationship is very valuable to those docs. If they don't know you, they don't trust you, they're going to come in. A good emergency medicine physician is valued by their colleagues on the medical staff.
Medscape: The ED sees a lot of patients sent by busy physicians from their offices. When a cardiologist directs a patient to you for chest pain or a surgeon sends you a patient to check out abdominal pain, what kind of narrative do you want from that physician?
Dr. McNamara: There is a skill and an art to presenting a case. Drawing out the story, talking about the history, the physical, presenting it like a medical student, that's not what [we] need. You have to learn the art of communication with your consultants and colleagues.
Medscape: Do you have any advice for dealing with stressful patients or patients who come to the ED frequently? Is there a danger of dismissing their complaints and missing something serious?
Dr. McNamara: Certainly in any ED there are a number of patients that a lot of people would consider undesirable, the charts that you don't really want to pick up. . . . They don't like to see the elderly patient with a nosebleed because they can turn into a menace, or the older patient with abdominal pain. In emergency medicine, you can't pick and choose. The charts are there, and they have to be seen. You've got to develop an approach, [so] focus some reading on it and research it.
Routinely, physicians talk about the patient who is a drug seeker, or chronic pain patients coming in looking for narcotic prescriptions. That's a source of frustration and anger for a lot of emergency physicians. I try to put it in a different frame of reference. Number one is that your denying them pain medication isn't going to cure their underlying problem, which is an addiction. On the other hand, if somebody does get a prescription from you and they truly were a drug seeker, it's not really going to make them any worse. The consequences of what we do in the individual visit are not huge either way.
You're going to know who is in too often for pain medications, and the typical reaction is we get angry and want to kick the patient out. What we really should be doing is confronting the patient and saying. . . "You've got a problem here." You ought to be trying to steer these patients into detox programs rather than getting angry at them and kicking them out of the ED. You need to realize that addiction is a medical problem.
The other undesirable cases are intravenous drugs abusers. They have a high disease burden. They get some serious infectious diseases. Again, you get initial negative visceral reactions, but you have to realize that oftentimes they are there for a very serious condition, [such as] spinal epidural abscess, a frequently delayed diagnosis or misdiagnosis. This is a patient population that is at high risk for that.
Medscape: Are there pitfalls in dealing with even routine cases?
Dr. McNamara: I work in an inner city ED, and we routinely see several asthmatics a day, and you can be lulled into the trap of [thinking] they all do well. When you actually look at it across the board, asthma kills patients. So you just have to take the extra step and make sure you don't develop a cavalier attitude toward some of the routine cases.
You know you're going to admit the chest pain patient, [but] if you don't make a diagnosis in the ED, it's often hard for the next physician to make that difficult diagnosis, like aortic dissection. Our diagnosis influences the inpatient scene. So a slam dunk admission can be a trap. Make sure you pay attention to those high-risk components.
Medscape: You described working in an inner city ED and that patient population. Do you have any tips for the physician working in the nice suburban hospital? Are there any traps they might encounter?
Dr, McNamara: They have the issues with the "entitled" patients. "Where's my private doctor? My private doctor said I have this . . ., why are you telling me something different?" The more informed patient population, as opposed to the inner city population, has its own set of problems to deal with. They expect more. They want better customer service, and you've got to realize that in emergency medicine, that's part of the game. You have to retain your patients and try not to get angry at that. Sometimes it's a matter of showing somebody an article, and saying, "Look, this is why I'm making this decision."
تبریک عرض می نماییم.
با آرزوی موفقیت ![]()
![]()
قابل توجه کارورزان محترم:
كوريكولوم آموزش كارورزي طب اورژانس به همت اساتيد گرامي ( دكتر محمدجليلي، دكتر پيمان حافظي مقدم، دكتر هومان حسين نژاد) در تيرماه 1389 بتصويب وزير محترم بهداشت رسيده است. براي دريافت كوريكولوم بر روي لينك مربوطه کلیک نمایید.



00435-1/assets/gr1.jpg)

























